X
تبلیغات
حقوق و هنر

چهارشنبه سی ام بهمن 1392

 

 

 موضوع پایان نامه: بررسی تطبیقی اختیارات دادسرا در حقوق افغانستان وایران

دانش پژوه - عصمت الله فاضلی لومان

سال ۱۳۹۲

تقدیم به شهیدان راه آزادی

 چکیده:

انسان موجود اجتماعی است که در فرایند زندگی فردی و جمعی خویش همواره نیازمند امنیت و آرامش بوده که در پرتو تأمین همین نیاز از طریق به کیفر رسانیدن بزه‌کاران با اعمال تدابیر تأمینی و تربیتی به روش‎های متفاوت توسط قدرت عمومی که از آن به دولت تعبیر می‎شود استفاده نموده و برای فراهم نمودن عدالت، نظم، حاکمیت قانون، حراست از حقوق و منافع عمومی جامعه و نظارت همه جانبه از تطبیق یکسان قوانین و پیشگیری از وقوع بزه‎کاری و سپردن افراد به پنجه قانون و حل اختلافات اجتماعی خود، نهاد داوری را به وجود آوردند که در مسیر تکامل بشر این نهاد روز به روز متکامل‎تر گردید و روند دادرسی از یک مرحله‎ای به دو مرحله‎ای تقسیم شد و در این راستا نظام قضایی ایران و افغانستان با تبعیت از سیستم نظام مختلط فرانسه نهادی به نام دادسرا که معادل ثارنوالی است به وجود آوردند، تا زمینه‌ی کشف، تحقیقات مقدّماتی و تعقیب یک جرم که عبارت است از جمع‎آوری دلایل و شواهد و اقدامات تأمینی را فراهم ساخته و جهت محکمه و صدور رأی به دادگاه بفرستد، بنابراین هرچه تحقیقات مقدّماتی دقیق‎تر و کامل‎تر اجرا شود، عدالت و قضاوت بهتر انجام می‎پذیرد، با اینکه نظام قضایی هردو کشور از یک منبع الهام گرفته امّا بعضاً تفاوت‎های جزئی وجود دارد، از جمله اینکه دادسرا در ایران جزء قوّه قضائیه بوده، در حالی که ثارنوالی جزء قوّه اجرائیه افغانستان محسوب می‎شود و سایر موارد مورد اختلاف که بررسی و تحقیق پیرامون نقاط مثبت و منفی آن به اجرای هرچه بهتر قضاوت کمک خواهد کرد.

واژگان کلیدی: دادسرا، ثارنوالی، تحقیقات مقدّماتی، تعقیب، بازپرس، مستنطق.


فهرست مطالب

. 1

الف) تبیین مسأله‎ی پژوهش... 1

ب) پرسش‎های پژوهش... 1

1. سؤال اصلی. 1

2. سؤال‌های فرعی. 1

ج) فرضیه تحقیق. 2

د) اهداف پژوهش... 2

ه) ضرورت انجام تحقیق. 2

و) روش پژوهش و گردآوری مطالب.. 3

ح) ساماندهی پژوهش... 3

فصل اول: کلیات

مبحث اول: مفاهیم. 5

گفتار اول دادسرا 5

الف) مفهوم لغوی دادسرا 5

ب) دادستان. 6

ج) دادیار 6

د) معاون دادسرا 7

ه) بازپرس (مستنطق) 7

گفتار دوم: ثارنوالی. 8

الف) ثارنوالی. 8

ب) ثارنوال. 8

ج) مستنطق. 8

د) تحقیق. 9

گفتار سوم: وظایف و صلاحیت‎ها 9

الف) وظایف دادسرا در ایران. 9

ب) وظایف ثارنوالی. 10

گفتار چهارم: دادسرا و امور جزایی و غیر جزایی. 11

الف) دادسرا و امور جزایی. 11

ب) دادسرا و امور غیر جزایی. 12

مبحث دوم: پیشینه‎ی دادسرا 13

گفتار اول) پیشینه‌ی دادسرا در ایران. 13

الف) دادسرا در قدیم. 13

ب) تحّولات جدید در عصر انقلاب اسلامی. 14

گفتار دوم: پيشينه‌ي ثارنوالي در افغانستان. 15

الف) پیشینه ثارنوالی در قديم. 15

ب) در عصر حاضر. 17

مبحث سوم: مبانی اختیارات دادسرا 18

گفتار اول: ماهیت و فلسفه‎ای وجودی دادسرا 18

گفتار دوم: موقعیت دادسرا در نظام‎های حقوقی جهان. 20

الف) رومی ژرمنی. 20

ب) در حقوق انگلئوساکسون (کامن‎لا) 22

ج) در حقوق اسلام 23

د) در حقوق کنونی ایران و افغانستان. 24

گفتار سوم: جایگاه دادسرا در سیستم‎های دادرسی. 26

الف) سیستم اتّهامي. 27

1. ویژگی‎های سیستم اتهامی. 27

2. معایب سیستم اتّهامي. 28

3. محاسن سیستم اتّهامي. 28

ب) سیستم تفتیشی. 29

1. ویژگی‎‎های سیستم تفتیشی. 29

2. محاسن سیستم دادرسی تفتیشی. 30

3. معایب سیستم دادرسی تفتیشی. 30

ج) سیستم مختلط.. 31

1. ویژگی‎های سیستم مختلط.. 31

د) سیستم دادرسی اسلامی. 32

1. ویژگی‎های سیستم دادرسی اسلامی. 32

گفتار چهارم: تفاوت و امتیازات دادسرا و ثارنوالی. 33

الف) دو دیدگاه در مورد دادسرا 34

ب) شخصیّت حقوقی دادسرا 36

مبحث چهارم: سلسله مراتب و انواع دادسرا در ایران. 36

گفتار اول: سلسله مراتب دادسرا 36

الف) سلسله مراتب دادسرا در ایران. 36

1. مقامات دادسرا 37

2. مقامات غير قضايي. 39

2ـ1. ضابطین عام 39

2ـ2. مدیران دفاتر. 39

3. مقامات قضایی در دادسرا 39

3ـ1. دادیار 39

3ـ1ـ1. دادیار آزمایشی. 39

3ـ1ـ2. دادیار ثابت.. 40

3ـ1ـ2ـ1. دادیاران تحقیق. 40

3ـ1ـ2ـ2. دادیار ارجاع. 40

3ـ1ـ2ـ3. دادیار اظهارنظر. 40

3ـ1ـ2ـ4. دادیار صادرکننده کیفرخواست.. 41

3ـ1ـ2ـ5. دادیار محاکم. 41

3ـ1ـ2ـ6. دادیار اجرای احکام 41

3ـ1ـ2ـ7. دادیار ناظر زندان. 41

3ـ1ـ2ـ8. دادیار سرپرستی. 42

3ـ2. بازپرس.. 42

3ـ2ـ1 و احد کشیک بازپرس ویژه 43

3ـ3. دادستان. 43

ب) ویژگی‎های دادسرا در ایران. 44

1. سلسله مراتب.. 44

2. استقلال دادسرا 45

3. و حدت دادسرا 45

4. ردّ قضات دادسرا 46

5. عدم مسئولیت دادسرا 46

گفتار دوم: انواع دادسراها در نظام قضایی ایران و وظایف آن‎ها 47

1. دادسرای عمومی. 48

2. دادسرای انقلاب.. 48

3. دادسرای ویژه روحانیت.. 49

4. دادسرای نظامی. 49

5. دادسراي انتظامي قضات.. 49

6. دادسراي كاركنان دولت.. 50

7. دادسرای دیوان عالی کشور 50

مبحث پنجم: نهاد دادسرا و ثارنوالی در ساختار تشکیلات قضایی. 50

گفتار اول: نهاد دادسرا در ساختار تشکیلات قضایی ایران. 50

الف) جایگاه دادسرا 50

ب) وظایف دادسرا 51

گفتار دوم: نهاد ثارنوالی در ساختار تشکیلات قضایی افغانستان. 54

الف) جایگاه نهاد ثارنوالی در افغانستان. 54

ب) انواع ثارنوالی‎ها در افغانستان. 55

1. ثارنوالی ابتدائیه 56

1ـ1. تشکیلات ثارنوالی ابتدائیه 56

1ـ2. وظایف ثارنوالی ابتدائیه 56

2. ثارنوالی مرافعه 57

2ـ1. تشکیلات ثارنوالی مرافعه 57

2ـ2. وظایف ثارنوال مرافعه 57

3. ثارنوالی استیناف.. 57

3ـ1. تشکیلات ثارنوالی استیناف.. 57

3ـ2. وظایف ثارنوالی استیناف.. 57

4. ثارنوال ستره محکمه 57

4ـ1. تشکیلات ثارنوالی ستره محکمه 57

4ـ2. وظایف ثارنوالی ستره محکمه 58

5. ثارنوالی جمهوری اسلامی افغانستان. 58

5ـ1. تشکیلات ثارنوالی جمهوری اسلامی افغانستان. 58

وظایف ثارنوالی جمهوری اسلامی افغانستان. 58

6. لوی ثارنوال جمهوری اسلامی افغانستان. 58

ج) معایب ثارنوالی در افغانستان. 59

د) نتیجه: 60

فصل دوم

اختیارات دادسرا در حدود رسیدگی‎های امورجزایی

مبحث اول: اختیارات دادسرا در حقوق ایران. 63

گفتار اول: تعقیب متّهم به جرم 63

الف) مرحله کشف و تحقیق جرم 63

ب) مرحله تحقیقات مقدّماتی. 65

ج) اصول ناظر بر تحقیقات مقدّماتی در حقوق ایران و افغانستان. 66

1. اصل تفکیک مرحله‎ی تحقیق از مرحله محاکمه 66

2. اصل منع دستگیری و بازداشت خودسرانه 66

3. اصل تحصیل دلیل اتّهام به روش قانونی. 67

4. اصل برابری سلاح‎ها 67

4ـ1. وظایف ضابطین در جرایم مشهود 68

4ـ2. وظایف ضابطین در جرایم غیر مشهود 70

ج) اختیارات و وظایف مقام قضایی در مرحله تعقیب متّهم. 70

1. اقدامات دادسرا به منظور تحقیقاتی مقدّماتی و تعقیب متّهم. 71

1ـ1. شروع و کیفیت تحقیقات مقدّماتی در دادسرا 72

1ـ1ـ1. شکایت شاکی. 73

1ـ1ـ2. اعلام و گزارش ضابطان دادگستری. 74

1ـ2. انجام تحقیقات مقدّماتی. 75

1ـ2ـ1. تحقیق از شاکی. 76

1ـ2ـ2. تحقیق از شاهد. 76

1ـ2ـ3. تحقیق از متّهم. 76

1ـ3. خصوصیات تحقیقات مقدّماتی. 77

1ـ3ـ1. کتبی بودن تحقیقات.. 78

1ـ3ـ2. سرّي بودن تحقيقات.. 78

1ـ2ـ3. غیر تدافعی بودن تحقیقات.. 78

1ـ2ـ4. سریع بودن تحقیقات.. 78

1ـ4. صدور قرار در مرحله تحقیقات مقدّماتی. 79

1ـ4ـ1. اقسام قرارهای نهایی. 79

1ـ4ـ2. اقسام قرارهای اعدادی. 79

گفتار دوم: اقامه دعوا از جنبه حق‎اللّهی. 80

الف) انواع دعاوی کیفری. 80

ب) تفاوت حق‎الله و حق‎النّاس.. 82

ج) مرجع کشف و تعقیب متّهم و مرجع تحقیقات مقدّماتی دعاوی و جرایم: 83

د) دعوای خصوصی و دعوای عمومی. 84

گفتار سوم: حفظ حقوق عمومی و حدود اسلامی. 85

1. جرایم عمومی و مسئول تعقیب آن. 86

گفتار چهارم: اجرای حکم. 88

الف) اجراء حکم. 89

1. مسئول اجراء 90

2. نحوه اجرای حکم. 91

3. عدم ضرورت امر ارجاع پرونده توسط دادگاه به دادسرا جهت اجراء حکم. 92

4. مراجع اجرای احکام جزایی. 92

5. مرجع اجرای احکام ضرر و زیان ناشی از جرم 93

ب) مرجع صدور دستور بازداشت محکوم‎علیه به واسطه عدم تأدیه جزای نقدی یا محکوم‎به 93

ج) تکلیف دادسرا به معرفی محکوم‎علیه شلاق به پزشکی قانونی در صورت ادعای مریضی. 94

د) وظایف دادسرا در پرونده قتل. 94

ه) تکلیف دادسرا به رسیدگی در صورت عدم پرداخت هزینه دادرسی. 95

مبحث دوم: اختیارات ثارنوالی در حدود رسیدگی‎های امور جزایی در حقوقی افغانستان. 95

گفتار اول: وظایف و صلاحیّت‎های ثارنوالی به طور عام 95

الف) وظایف مأمورين کشف و تعقیب جرم 97

ب) دلایل و اسباب تحریک دعوی جزایی. 97

1. وظایف ارگان‎های کشف جرم 98

2. گرفتاری مظنون (بازداشت) 98

3. صدور قرار 99

4. ثبت اقدامات اجرائی. 99

5. گزارش و راپور وقوع جرایم و نقش ثارنوالی. 100

6. تحقیقات ثارنوالی. 100

7. صلاحیّت مستنطق (بازپرس) 101

8. وظایف و صلاحیّت‎های آمرین شعبات تحقیق جرایم. 101

9. اجرای حکم. 102

9ـ1. اصول حاکم بر مرحله‎ی قبل از محاکمه 102

9ـ1ـ1. اصل تساوی در برابر قانون. 102

9ـ1ـ2. اصل قانونیت جرم و جزا 103

9ـ1ـ3. اصل برائت ذمه 104

9ـ1ـ4. اشکال ممنوعه استنطاق. 104

9ـ1ـ5. منع از توقیف‎های خودسرانه 105

9ـ1ـ6. حق داشتن وکیل و اصل برخورداری از ترجمه و مترجم. 105

10. صلاحیّت کشف جرایم از نظر قانون اساسی و سایر قوانین نافذه 106

ج) ضوابط و خصوصیات تحقیقات مقدّماتی. 109

1. مقصود از سرّي بودن تحقیقات مقدّماتی. 109

2. کتبی بودن تحقیقات مقدّماتی. 110

3. غیر تدافعی بودن تحقیقات مقدّماتی. 110

4. سریع بودن تحقیقات مقدّماتی. 110

د. مأمورین ضبط قضایی. 111

گفتار دوم: حقوق متّهم و مظنون در قوانین افغانستان. 112

1. آگاهی بخشی به مظنون و متّهم. 113

2. قانونیت اسناد و دلایل. 113

3. امتناع ثارنوال. 114

4. سلب صلاحیّت قضائی. 115

5. ابطال اجراآت جزایی و عواقب آن. 115

6. گرفتن وکیل و ترجمان. 116

نتیجه. 116

فصل سوم

اختیارات دادسرا در حدود رسیدگی‎های امور غیر جزایی

مبحث اول: اختیارات دادسرا در حدود رسیدگی‎های امور غیر جزایی در حقوق ایران. 120

گفتار اول: تعریف حسبه. 120

گفتار دوم: اقامه دعوای ورشکستگی (در صورت که مدعی دادسرا باشد) 121

1. وظایف مدعی‎العموم و دادسرا در اعلام ورشکستگی بعد از توقف قبل از حکم دادگاه 122

الف) بر حسب اظهار خود تاجر. 122

ب) به موجب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکاران. 122

ج) به موجب تقاضای دادستان. 123

2. وظایف مدعی‎العموم و دادسرا بعد از حکم دادگاه و اعلام ورشکستگی. 123

گفتار سوم: اعتراض به درخواست انحصار وراثت.. 124

گفتار چهارم: درخواست نصب و عزل قيّم و ضم امین. 125

الف) وظایف دادستان در قبال محجور 125

ب) درخواست امین توسط مدعی‎العموم 126

ج) درخواست عزل قيّم و امین و ضم ناظر و امین. 126

1. موارد عزل قيّم. 127

گفتار پنجم: درخواست اعلام ادامه حجر صغیر بالغ. 128

گفتار ششم: درخواست تعیین امین برای جنین و اداره اموال. 129

گفتار هفتم: درخواست تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقودالاثر. 130

گفتار هشتم: تصویب فروش اموال غیر منقول محجور توسط قيّم با رعایت غبطه او. 131

گفتار نهم: حفظ و نظارت اموال صغار و مجانین. 132

گفتار دهم: اقدامات لازم و فوری جهت حفظ ترکه بعد از صدور حکم دادگاه به مهر و موم 134

گفتار یازدهم: اجازه دادستان به قيّم در صورتی که محجور نیاز به ازدواج داشته و پزشک تجویز نموده باشد  135

گفتار دوازدهم: شرکت در جلسه مزایده و تأييد دفتر ثبت شرکت‎ها و تأييد پیشنهاد امر ازدواج و طلاق محجور  136

مبحث دوم: صلاحیت‎های ثارنوالی در امور غیر جزایی در حقوق افغانستان. 137

گفتار اول: اقامه دعوای ورشکستگی (درصورتی که مدعی دادسرا باشد) 140

گفتار دوم: اعتراض به درخواست انحصار وراثت و درخواست نصب و عزل قیّم و ضم ناظر و امین  142

1. درخواست نصب و عزل قیّم و ضم ناظر و امین. 142

گفتار سوم: درخواست اعلام ادامه حجر صغیر بالغ شده و فروش اموال غیر منقول محجور توسط قیّم و درخواست تعیین امین برای جنین و اداره اموال آن. 143

گفتار چهارم: درخواست تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقودالاثر. 144

گفتار پنجم: حفظ و نظارت اموال صغار و مجانین. 144

گفتار ششم: اقدامات لازم و فوری جهت حفظ ترکه بعد از صدور حکم دادگاه 145

نتیجه. 147

فهرست منابع و مآخذ. 150

الف) منابع فارسی. 150

ب) مجله‎ها و مقاله‎ها 154

ج) قوانین موضوعه ایران. 154

د) قوانین موضوعه افغانستان. 154

ه) لغت نامه‎ها 155

 

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 17:18 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم تیر 1392

 

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 18:51 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم تیر 1391

داطلس اتنوگرافی په ارتباط خبرتیا!

داچه دافغانستان فرهنگ اوکلتورله مخه یوکتاب چه په( اطلس اتنو گرافی )په نوم یادیژی دافغانستان دفرهنگ او کلتور له خوااخپاره شوی دی، دا کتاب دعلمی پر بنست باندی لیکل شوی نه دی، هیچ شک نه شته هرعلمی اوتحقیقی خبرتیا باید پر علمی اصول اوبنست باندی بایدلیکلی شی ،اما متاسفانه داکتاب خپل لیکوال عقیده او هغوی یوناپوهه تولنه عقیده اشکاره کوی چه په بل  ناپوهه اوخام  کتابونه راغلی دی اودلته کپی پست شوی دی ،دا روشانه ده چه ددا کتاب  ثمره پرته له دی چه دافغانستان شرافت مند اقواموته اهانت بلل کیژی دافغانستان علمی اوکلتوری شخصیت ته هم اهانت بلل کیژی چه لازم ده دجزای په ارتباط هغه حقوقی شخصیت او لیکوال په محکمه راوستل شی اوله هغوی نه پوشتنه وشی چه تاسو په کوم دلیل او سند په یو معلوم قوم باندی توهین کری یاست تا سو دهغوی له مالیاتو نه دا کتاب اخپاره کری یاست دا په کوم ویجدان باندی سمون خوری؟؟؟؟.....(عصمت الله فاضلی دچنگاش دمیاشتی لسمه نیته.)

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 18:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم خرداد 1391

دامام خمینی(ره)دوفات درویشتمه کالیزه:

امام خمینی یو ستر اسلامی شخصیت وه چه په 1357 دایران دشاهی نظام په غورزیدونه یونوی اسلامی نظام په راوستلو دایران قوانین دشریعت پربنست اوچت گامونه پورته کر چه دهغه شخصیت خواخوگی تول مسلمانانوته سابت شول چه دهغه معنوی اسلامی شخصیت آرمان دتولو مسلمانان عزت اواتحاد و چه دهغه ویناداتحاد په برخه دای سی ویل:

(هغه کسانو چه داهل تشیع اوتسنن ترمنز اختلاف اچوی دستروقدرتو دلاس گوداگی دی)

لکه امام خمینی بله ستر شخصیتونه داهل تسنن علمائو دای سی آرمانونه درلوده لکه شهید قطب اوعبدواومودودی او ........نورو علمااوشخصیتونه هیله لرم چه تول مسلمانانو ته باورراشی چه موژ کولای سو!

 

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 13:5 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم خرداد 1391

  بررسی تطبیقی طب عدلی افغانستان وایران

     نقش طب عدلی(پزشک قانونی)درنظام قضایی افغانستان وایران

دانش پژوه: عصمت الله فاضلی  1391               

تقدیم:

  به آنانی که درراه سعادت وکمال انسان وپیشرفت وترقی علم کوشیدندودر این راه سالها رنج کشیدند وآنانی که درراه آزادی ورهایی خلق های مستضعف جان های عزیز شان رافداکردند وبه مادرانی که قربانی بی عدالتی هاوحق کشی هاشدنداماامیدواربه فردای بهتر بودندامابا ستم روزگار سوختند ومحنت وتلخی ایام راباخود به زیرخروارهاخاک پنهان ساختند.

  تقدیر و تشکر :

ازهمه آنان که خود به زیورعلم ودانش آراستندومشعلی شدند برای   تاریکیها بالخصوص استاد ارجمند وفرزانه جناب دکتر عمویی که بنده   رالایق وشایسته این دانستند تادرزمینه نقش پزشک قانونی(طب عدلی)   در نظام قضایی افغانستان تحقیق کلاسی ارائه نمایم.

 مقدمه:

ازآنجای که حکم تابع موضوع بوده و تغیر موضوع باعث تغییر حکم گردیده وسعی براین است دردستگا قضا یی که حکم راهرچه دقیق وعادلانه صا در نماید وآن عامل که در هرچه بهتر و دقیق تروسازنده تر درمحاکمات قضایی ایفا می نماید طب عدلی (پزشک قانونی )است که نقش اساسی دروندمحاکمات وصدور حکم دارد، با توجه به پیشرفت تکنولوژی میتوان ازاین ابزاردرجهت پیشبردعادلانه صدور حکم بهره جست  امروزه دستگاه قضایی به یمن پیشرفت تکنولوژی وسیله وابزاری مطمئین دراختیار دارد ودستگاهی قضائی هر کشورمتناسب باپیشرفت کشورش در مسایل قضایی تصمیمات قاطع اتخاذ نموده احکام درستی رادر مواضع مختلف اتخاذ کند بنده با توجه به کمود منابع دراین زمینه سعی کردم تاانتظار خوانندگان گرامی دراین زمینه کسب کنم که این توفیق حاصل نشد در این مورد تنهابه کتاب جناب آقای دکتر احسان الله عالمی(رئیس موسسه طب عدلی درافغانستان) دست رسی پیدا کردم آنهم ازطریق انترنت شاید کتاب های دراین زمینه باشد من اطلاع پیدا نکردم که خوشبختانه درایران کتاب های متعددی نوشته شده است در زمینه پزشک قانونی که امید وارم بااین مختصرگامی در جهت بهبود این امربرداشته باشم.

فصل اول: کلیات 

تعریف پزشک قانونی:  پزشک قانونی در ایران اینگونه تعریف شده است،باتوجه به تعریف می توان آنراجزءدستگاه قضایی دانست!   پزشکی قانونی عبارت است از بکار بردن دانش پزشکی در کار های مربوط به حقوق و تکالیف مردم در جامعه.[1] بکار گرفتن علوم پزشکی و رشته های وابسته به آن را در خدمت قانون، پزشکی قانونی می نامند که استفاده از آن موجب هر چه صحیح تر اجرا شدن عدالت می گردد.[2]اما شاید روان ترین تعریف این باشد که بگوییم: بکار گیری علوم و فنون پزشکی، پیرا پزشکی، و بیولوژی را در اجرای هرچه صحیح تر و سریع تر قوانین و مقررات جاری مملکتی، پزشکی قانونی گویند.[3]   تعریف طب عدلی درافغانستان: محقیقین در افغانستان طب عدلی را به گونه تعریف کرده اند که می توان گفت نهاد مستقل به حساب می آید:      از کلمه يونانی (forensic Medicine) 1. تعريف: طب عدلی به معنی داد و عدل، گرفته اند.طب Forem عدلی، يک بخش مستقل از علم طبابت است4[4] که، دانش طبی را در حل قضايای حقوقی و جنايی که منشأ طبی بيولوژيکی دارد قرار مي دهد 6. از آنجايی که، حفظ حقوق و حيثيت طبيبان و دفاع از حقوق مريضان از مسئوليت های طب عدلی شمرده می شود؛ لذا در واقعاتی که تعرضات و ادعا های نا حق عليه طبيبان صورت می گيرد، طب عدلی از حقوق شان دفاع کرده ه مچنان اهمال ها و خطا های عمدی کارمندان طبی را که مريض ومسلک مقدس طبابت از سبب آن             متضرر می شود کنترل وبررسی میکند. لذا گفته می توانيم که، طب عدلی عبارت است از: به کار بردن علم طب در تأمين عدالت.

  اهداف طب عدلی :  1-مبارزه عليه جرايمی که صحت و حيات انسان راتهدید میکند  2-تخفيف تراوماتيزم، تسممات و مر گهای آنی  3-بلند بردن کيفيت عرضه خدمات صحی   4تفهيم و ترويج اخلاق طبابت در بين دوکتوران (medicine وساير کارمندان طبی  تحت عنوان مضمون يا اخلاق طبابت برای محصلان پوهنتون علوم Ethics. طبی که از طرف ديپارتمنت طب عدلی تدريس می شود.ارتباط طب عدلی با ساير علوم طب عدلی با يک سلسله علوم و قوانين قرار زيرارتباط دارد: . ارتباط طب عدلی با علوم غير طبی: • علوم حقوقی • کرمينال تخنيک • کيميای عدلی .• ساينس عدلی 2.

جایگاه و نقش طب عدلی

پزشکان قانونی که نقطه وصل دو شاخه مهم در اندیشه و مدنیت طب عدلی، ابزاری موثرو قوی برای قضات و محاکم و مراکز امنیتی در راستای کشف جرم، شناسایی مجرم، احقاق حق بزه دیدگان و در یک کلام اجرای عدالت تلقی می شود است.می توان گفت امروز دانش طب برای رسیدن به مقاصدش ابزاری موثردر اختیار داردودر واقع، موقعیت و جایگاه علمی و کاربردی بشری، یعنی طب و قضاوت است، شرایط استثنایی و خاصی ایجاد می کند که در کمتر رشته و گرایش تخصصی از دانش طب می توان آن را یافت.[5] بشر باتوجه به پیشرفت ها ی که کرده می توان گفت همگام با آن درزمینه های عدالت کیفری گام های مثبتی رابرداشته است که دستگاه قضایی ایران وافغانستان متناسب روزپیشرفت قابل ملاحظه رانموده است. طب عدلی در جهان: بررسی سیر تاریخی طب عدلی جایگاهی دیگر می طلبد اما برای نیل به هدف اصلی که آشنایی با طب عدلی در افغانستان است اشاره ای به وضعیت این رشته در جهان خواهیم داشت. بررسی متون تاریخی نشان می دهد که در جوامع ابتدایی بشر، پزشکی قانونی همگام با طب و قضاوت شروع به تکوین نموده است.[6] قدیمی ترین قوانین مدنی که تا کنون متون آن به طور کامل به دست آمده است مربوط به حمورابی پادشاه بابل است که در سال های 1913- 1955 قبل از میلاد مسیح زندگی می کرد. در قوانین حمورابی به رشتة پزشکی، مخصوصا طب قانونی و نظام پزشکی ، توجه خاص شده است.[7] در مجموع رابطه بین طب و قانون از زمان های قدیم رایج بوده است. و در حکومت های مختلف و گوشه کنار جهان به صورت های مختلف به طب عدلی     توجه می شده است. که بعد ها با پیشرفت علم و دانش به ویژه در عرصه علوم پزشکی طب عدلی هم رونق و تحول یافته است . اول بار گسترش دین حنیف اسلام در جهان، موجب تحول طب قانونی شد. قوانین مبسوط حدود و قصاص و تعزیرات و دیات، اهمیت پزشکی قانونی را در امور حقوقی و جزایی و خانوادگی صد چندان کرد.[8] در عصر حاضر همراه با پیشرفت های چشم گیر علم طب، طب قانونی یا عدلی هم توسعه یافته است. پزشکان قانونی در جای جای جهان در خدمت رفاه و امنیت و عدالت هستند. و در عرصه های مختلف پزشکی به مطالعه و اظهار نظر می پردازند. طب عدلی درافغانستان اهمیت ویژه طب عدلی در افغانستان چنانکه قبلا هم بیان شد طب عدلی در تمام کشور ها از اهمیت و جایگاه بالایی بر خوردار است اما در افغانستان به دلیل وجود نا امنی های فراوان، به وقوع پیوستن عملیات های تروریستی و انتحاری و کشف گور های دست جمعی، وجود پزشکی قانونی مجهز و فعال از ضرورت و اهمیت بیشتری بر خوردار است. از یک سوی شناسایی و معرفی کشته شدگان این گونه حوادث و معرفی آن ها به خانواده هایشان و از طرفی شناسایی مجرمین و انتحار کنندگان و تعیین ملیت و هویت آنان به تحقیقات طبی جدی نیاز دارد. 

جایگاه طب عدلی در افغانستان:

  طب عدلی در افغانستان  از سال ١٣١٥ خورشيدی  همزمان با تأسيس دانشکده طب، فعاليت خود را آغاز کرده است. بر خلاف آن که در بسیاری از کشور ها تشکیلات طب قانونی به عنوان زیر مجموعه دستگاه قضایی فعالیت می کند، طب عدلی در افغانستان زیر مجموعه وزارت صحت عامه و مرکز آن در پوهنحی علوم طبی پوهنتون کابل است. قانون صحت عامه افغانستان در ماده 31 به این مسئله پرداخته است و  وظیفه ارزیابی عدلی طبی را بر عهده مؤسسه خاص قرار داده و چنین آورده است: ارزیابی های عدلی طبی از طرف مؤسسات صحی اختصاصی در مرکز و ولایات کشور به اساس تصمیم پولیس، ثارنوالی یا محکمه مطابق به احکام قانون صورت می گیرد. در راستای تطبیق این ماده قانونی و برای تبیین هرچه بهتر چگونگی فعالیت و وظایف طب عدلی در افغانستان، قانون طب عدلی هم ابتدا به اساس مصوبه شماره 34 مورخ 18/10/ 1385 شورای وزیران در 4 فصل و 35 ماده تصویب گردید و از سوی رییس جمهور به حیث فرمان تقنینی شماره 96 مورخ 10/27/ 1385 توشیح گردید. و در شماره 916 جریده رسمی در 5 حوت 1385 به نشر رسید و آنگاه در سال 1387 از طرف شورای ملی نیز به تصویب رسید.[9] طب عدلی افغانستان در گذشته با کمال تأسف با وجود آن که حدود 74 سال از تاریخ تأسیس این نهاد بسیار مهم در افغانستان می گذرد، و از طرفی وظیفه سنگین و سرنوشت سازی را برعهده دارد اما تاکنون آن گونه که شایسته و لازم است به آن توجه نشده است. در مجموع مشکلات و ضعف های طب عدلی در افغانستان را که از گذشته به یادگار مانده است و تا چند سال قبل به شکلی پر رنگ وفعلا در برخی موارد کمرنگ تر دیده می شود، می توان در چند بند  خلاصه کرد: 1.در زمینه تجهیز و توسعه آن اقدامی صورت نگرفته از امکانات مدرن و پیشرفته خبری نبوده است، حتی ساختمان مناسب و بروزی در اختیار نداشته است. 2.از لحاظ جغرافیایی خدمات طب عدلی در افغانستان، در گذشته ها و تا همین چند سال قبل خيلی محدود بوده است. و دکتران طب عدلی تنها در سه شهر: کابل، بلخ و هرات، مشغول خدمت بوده اند. 3.در زمینه آموزش متخصصین مورد نیاز و همگام شدن آن ها با پیشرفت های جهان، اقدام جدی و مؤثری صورت نگرفته. و تعداد بسیار اندکی از پزشکان در این زمینه تخصص داشته اند. البته بیان این موارد دلیل نمی شود که ما خدمات و زحمات طب عدلی و داکتران آن را در گذشته که با نبود امکانات و با تلاش های طاقت فرسا صورت گرفت است، نادیده بگیریم. این مرکز طی این سال ها خدمات شایسته ای را به مردم و برای اجرای عدالت انجام داده است. در سال 1387 مسئولان طب عدلی اعلام کردند که در شش سال اخیر توانسته اند بیست هزار پرونده را مورد بررسی قرار دهند. وضعیت کنونی طب عدلی در افغانستان اما خوشبختانه در چند سال اخیر تحرکاتی هر چند مختصر در زمینه بهبود وضعیت طب عدلی در افغانستان صورت گرفته است که بارقه امید است برای بروز شدن طب عدلی و بهبود وضعیت این نهاد مهم، که در این راستا به چند مورد می توان اشاره کرد: 1.قانون طب عدلی در سال 1387 از طرف شورای ملی تصویب و به اساس فرمان ریاست جمهوری اسلامی افغانستان توشیح و در جریده رسمی شماره 947 سال 1387 نشر گردیده است. 2.برای نخستین بار برنامهء تخصص طب عدلی در کشور راه اندازی گردیده که 37 تن از پزشکان جوان و متخصص در این زمینه جذب شده اند. 3.ساخت ساختمان جدید ریاست طب عدلی و مرکز ملی تحقیقاتی طب عدلی در کابل، در پنج هزار متر مربع زمین، که در آبان ماه سال 1388 افتتاح گردید. 4.مجهز شدن لابراتوار های این دو مرکز به تجهیزات جدید و به روز که  به گفته آقای سید محمد امین فاطمی وزیر صحت عامه وقت، تکنولوژی بسیار پیشرفته طب عدلی را وارد کرده اند و انجام آزمایش های پیشرفته و مهم امکان پذیر شده است. از جمله فراهم شدن زمینه آزمایش DNA که قبلا در افغانستان انجام نمی شد.که قبل ازاین درمورد شناسایی بقایایی جسد مرحوم  سردارمحمد داوود خان رئیس جمهورپیشین افغانستان دندانهای ایشان به آلمان فرستاده شده بود جهت تشخیص او وخانواده اش.

.   2.  طب عدلی  با قوانين ذيل ارتباط دارد:

* قانون صحت عامه * قانون جزا و تعديل قانون اجراآت جزايی * قانون مبارزه عليه مواد مخدر * قانون مدنی * قانون رسيدگی به اطفال متخلف *قانون پوليس 3  ارتباط طب عدلی با علوم طبی: طب عدلي با علوم طبي زير ارتباط دارد: • بخش پاراکلينيک( مانند؛ اناتومي، پتالوژي توآسيكولوژي و غيره) • بخش کلينيک(مانند؛ ولادي ، نسايي، جراحي . ارتوپيدي، داخله وغيره.) مسئولیت وصلاحیت: متخصص طب عدلی متخصص طبي است که در رشته طب عدلي نيزداراي سند معتبر علمي تخصصي باشد و دارای مسؤليت ها و صلاحيت هاي زير مي باشد • اجرای معاينات که از طرف مقامات تحقيقی وقضايی تجويز گرديده و ارايه جواب به سوالات مطرح شده. • اشتراک در مشاهده محل واقعه و نبش قبور، درصورت مطالبه مسئولان تحقيق و قضاءو ارايه توضيحات لازم در مورد نتايج مرتبه. معاينات و در صورت لزوم حضور در جلسه محکمه حين مطالبه مسؤلان تحقيق و قضاء. • احصاييه گيری و حفظ مواد تحقيقی طب عدلی و بلند بردن متداوم سطح دانش شعوری و مسلکی. • پيروی از اساسات علمی و قبول شدۀ مؤسسه خدمات طب عدلی در امور کارهای عملی روزمره. • افشأ نکردن اسرار طبی به غير از حالاتی که قانون صراحت دارد. • خود داری از افشای تمام اجراآت تحقيقی قضايی عدلی و نتايج حاصلۀ آن. • متخصص طب عدلی مکلف است، راجع به هر نوع معاينات عدلی- طبی، گزارش طب عدلی را ترتيب و درج فور مهای مخصوص نظريات کند .   در موارد زير متخصص طب عدلی در مطابقت با قانون در معاينات طب عدلی اشتراک کرده نمی تواند: • در مواردی که متخصص طب عدلی به صفت متضررومدعی و مدعی عليه، يا شاهد باشد و يا بااشخاص متذکره قرابت نسبی و يا وظيفه ای داشته باشد. • در صورتی که منافع متخصص به طور مستقيم و ياغير مستقيم در قضيه دخيل باشد. • اشتراک متخصص اولی در معاينات تکراری و مکررکميسيونی و طرفين دعوی حق دارند در صورت وجود اسباب مؤجه، رد اهل خبره را مطالبه کنند . حقوق و صلاحيت ها: متخصص طب عدلی دارای حقوق و صلاحيت های زير اند: • به اساس قانون مؤسسه خدمات طب عدلی، متخصص طب عدلی مستحق 100 فيصد حق الخطر می باشد؛ • شموليت در کدر علمی(هیئت علمی) مطابق لايحه تحصيلات عالی . • مطالبه همکاری در مورد کشف قضايای مربوطه ازمتخصصان شقوق مختلفۀ طبی. • مطالبه توضيحات لازم در مورد تصميم و قرارمستنطقان، مأموران ضبط قضايی و قضاء ازمراجع مربوط. • تذکر حقايق مهم در گزارش طب عدلی، زمانی که سوالی در مورد آن مطرح نشده باشد؛ • اخذ و ارسال مواد جهت معاينات لابراتواری. • تمديد زمان تحقيقات، الی مدت 45 روز در موضوعات مغلق و پيچيده. • استفاده از اشخاص ديگر حين ترتيب معاينات و اجازه دادن به ساير اشخاص برای اشترا ک درتحقيقات. 

معاینات تخصصي طب عدلی:

 عبارت از مجموع معاينات وتحقيقات لازم است که، در يک واقعه از طرف متخصص طب عدلی صورت می گيرد و به اشکال زير بوده میتواند: • شکل ابتدايی: عبارت از معاينات عدلی- طبی است که، در ابتدا از طرف متخصص طب عدلی يا داکتر متخصص صورت می گيرد و نتيجه اين معاينات قابل قبول بوده و در مرحله ابتدايی خود ختم می شود. • شکل تکميلی: بعضاً نتايج معاينات عدلی - طبی واستنتاج که اولاًً از طرف يک متخصص به عمل می آيد، مبهم و نا تکميل بوده و ارگان های حقوقی مربوطه جهت تکميل نظريه، طالب وضاحت بيشتر می گردد، که در اين صورت نتايج توسط متخصص اولی دو باره تکميل شده و مجدداً ارسال می شود. • شکل مکرر: در صورتی که نتايج معاينات قناعت ارگان های حقوقی را حاصل کرده نتواند و ازطرف ارگان های فوق مجدداً تقاضای اجرای معاينات صورت گيرد، اين نوع معاينات به نام معاينات مکرر ناميده شده و اين عمليه توسط متخصصاولی انجام نشده؛ بلکه توسط متخصص ديگری که از نظر رتبۀ علمی در سطح بالاتر قرار داشته باشد، صورت می گيرد و يا يک کميسيون جهت اجرای آن توظيف میگردد.           • شکل کميسيونی: نوعی از معاينات طب عدلی است که، معمولاً در وقايع مغلق، در مواردی که ازطرف يک متخصص اجرا شده نتواند و اجرای آن ايجاب کميسيون مشترک را کند، اجرا می شود که جهت اجرای آن از متخصصان شقوق مختلفه طبی دعوت به عمل می آيد. مانندواقعات نبش واقعات تثبيت عنانيت و غيره. مواد تحقيقاتی طب عدلی به اساس قانون مؤسسه خدمات طب عدلی، موادتحقيقاتي عبارت از تمام مواد است که جهت معاينات و تحقيقات رسماً به طب عدلی فرستاده میشود. اين مواد شامل بخش های واقعات فوتی، واقعات حياتی، مدارك اثباتيه جرم، دوسيه های جنايی و اهمالات طبی می باشد که ذيلاً تذکر داده مي شود : 1. واقعات فوتی: اين بخش واقعات طب عدلی، يکی ازعمده ترين و سابقه دار ترين معاينات و تحقيقات طب عدلی را تشکيل می دهد، که در حالات و در واقعات مختلف صورت می گيرد وبه صورت عموم هر زمانی که در مورد علت مرگ يک شخص شک و ترديد موجود باشد و يا در مورد نوع مرگ توضيحات لازمه احساس گردد، در آن صورت مطابق به قانون، معاينات طب عدلی بالای جسد انجام می شود. به صورت عموم، معاينات اجساد در وقايع زير صورت می گيرد: • تمام اشخاصی که به صورت آنی و غير مترقبه فوت شده اند. • تمام اشخاصی که در اثر صدمات فوت شده اند. • تمام اشخاصی که در اثر مسمومیت ها جان خود را ازدست داده اند. • تمام اشخاصی که در اثر جرايم جنسی فوت شده اند. • تمام اشخاصی که در اثنای عمليات جراحی و ياقبل از به هوش آمدن از انستيزی(عمل جراحی) فوت می شوند. • تمام اشخاصی که بعد از بروز اشتباه از قبر يامحل دفن نبش میگردند. • تمام اشخاصی که در نظارت خانه ها و محابس فوت می شوند. • تمام اشخاصی که در اثر اسفكسی ها از بين رفته اند. • تمام اشخاصی که در هوتل ها و مسافرخانه ها  و در شفاخانه ها فوت می شوند و درقبال آن ادعای عليه طبيب وجود داشته باشد . 2. واقعات حياتی: به اساس قوانين نافذه در کشور،معاينات عدلی - طبی اشخاص زنده از نظر مسايل جنايی، حقوقی، مدنی و اجتماعی در حالات زير صورت می گيرد: • تعيين سن. • تثبيت هويت. • معاينات جرايم و انحرافات جنسی • معاينات تثبيت بکارت • معاينات مصدومين از نظر تثبيت نوع صدمه • ميکانيزم حصول صدمات و اختلاطات آن • معاينات صحی در موارد تمارضات • معاينات تثبيت عدم اقتدار جنسی در موارددعاوی زوجين • معاينات تثبيت قدرت لقاحيت زن و مرد • معاينات تثبيت حمل، زايمان و سقط جنين • معاينات تثبيت ولديت • معاينات تثبيت الکول .• مواد مخدره و امراض مقاربتی  شواهد و مدارک اثباتيه جرم:  شواهد و مدارک اثباتيه جرم عبارت از اسناد و موادی است که توسط آن جرم صورت گرفته و يا آثار جرمی را درخود حفظ کرده که معمولاً در محل جرم و نواحی آن ويا نزد فاعل و مفعول جرم دريافت می گردد، که بامعاينات و تست های لابراتواری علمی که بالای آن هاصورت می گيرد، می توان جرم را رد و يا تثبيت کرد.   دوسيه های جنايی:  مطالعه دوسيه های جنايی در حل يک تعداد زيادی وقايع طب عدلی مفيد، ارزنده ورهنمايی کننده می باشد؛ زيرا اکثر چنين اتفاق می افتد که، بعضی دوسيه های جنايی يا اين که، درمراحل اول معاينات نظريات طبی يا عدلی- طبی در آن اخذ نشده و يا اين که، در مورد نظريات موجوده دردوسيه توضيحات لازم ارايه نشده و يا بعضاً درواقعات فوتی جسد قبلاً دفن گرديده که جهت تکميل دوسيه نظريه عدلی - طبی ضرورت می افتد. بناً ضرورت است تا دوسيه مورد مطالعۀ اطبای عدلی- طبی قرارگيرد. هرگاه در دوسيه نظريه طبی موجود نباشد و ازروی گزارش ها و معايناتی که در دوسيه موجود است موضوع بررسی گردد که اين امر آن قدر دقيق نبوده و نمی توان بالای آن استناد کرد، در اين صورت مسئوليت به دوش ارگان های مربوط بررسی قضيه است در هم چو واقعات(واقعه ها) اگر امکان معاينات طبی ميسرباشد، می توان معاينه آن را پيشنهاد و بعد ازمعاينه و مطالعه دقيق، موضوع را بررسی کرد؛ امااگر در دوسيه نظريه طبی موجود باشد و ايجاب توضيحات لازمه را کند، داکتر طب عدلی مکلف است موضوع را همه جانبه مطالعه کرده و توضيحات لازمه راارايه کند.بعضاً اتفاق می افتد که، در يک دوسيه دونظريه طبی مخالف و متغير وجود داشته باشد، که بابررسی دقيق آن داکتر طب عدلی يکی آن را تأييدمی کند. در صورتی که هيچ يک مورد تأييد قرارنگيرد، در آن صورت واقعه را شخصاً معاينه و درصورت امكان ابراز نظر می کند، تا حقايق روشن شوداز همين جاست که قانون مؤسسه خدمات طب عدلی، برای طبيب عدلی اين صلاحيت را می دهد که، در واقعه تحت معاينه وتحقيق خود، دوسيه جنايی مربوطه را دقيق مطالعه کند.وموضوع ديگری که دردوسيه جنايی بايدمورد مطالعه داکتران طب عدلی قرار گيرد، همانامعاينات دوسيه ها در موضوعات طبی و عدلی- طبی است؛زيرا انگيز ه های اکثر جنايات به طور مثال، خود کشی هاو مرگ های تصادفی بعد از تکميل دوسيه و حکم محکمه ظاهر می گردد . اهمالات طبی وظيفه ای طبيب و ساير پرسونل طبي در جريان فعاليت های رسمی و وظايف محوله ايشان می باشد:  که درنتيجه اين عمل سوئی آﻧﻬا مريض خساره مند و ضرر صحی متوجه، مريض می گردد. هم چنان اين عمل طبيب و سايرپرسونل طبي موجب کسر شان آﻧﻬا و مسلك مقدس طبابت دراجتماع شده و در نظم مقررات طبابت شكستگی رونمامی گردد. از نظر تاريخی اين موضوع از زمان به وجودآمدن طبابت و مداوا در اجتماعات و در ادوار مختلف تاريخ، مورد بحث بوده و به نحوی از آﻧﻬاا، اين اعمال مورد بررسی و تحت کنترول و مراقبت جدی قرار می گرفت ومرتكبان و متخلفان اين اعمال به مجازات مختلف محكوم و حكم بالای ايشان تطبيق می شد. جزا های اين نوع اعمال خيلی سنگين بود که حتی حكم قتل، قطع دست وکشيدن چشم و ديگر مجازات بالای طبيبان تطبيق می شد.امروز هم اين اهمال وظيفه ای طبيب از نظر جهانی مورد باز پرسی بوده و تحت يك نوع نظم و مقررات درآورده شده است، که اساس آن در هر جامعه ای مشابه بوده؛ اما تطبيق آن نظر به پيشرفت و ترقی هرجامعه و قوانين نافذه هر کشور، فرق می کند. به هر حال، بايد طبيبان علماً، اخلاقاً و وجداناً در صورت اهمال وظيفه ای در برابر مريض و مسلك طبابت احساس مسئوليت کرده و در برابر قانون، حسابده باشد. درافغانستان اهمال وظيفه ای کارمندان طبی بر اساس قانون جديد مؤسسه خدمات طب عدلی، در صورت موجوديت مورد بررسی قرار می گيرد . گزارش طب عدلي:  سند معاينات طب عدلی، عبارت از سندرسمی است که بعد از انجام معاينات عدلی طبی توسط متخصص طب عدلی تهيه و ترتيب شده و شامل سه قسمت می باشد. مقدمه، تشريح و استنتاج : 1. قسمت مقدمه گزارش طب عدلی، طبق قانون مؤسسه خدمات طب عدلی، شامل مطالب زير است: • وقت و محل معاينات عدلی- طبی. • وضع جَوی که حين اجرای معاينات عدلی- طبی موجود است. مثلاً روشنی طبيعی، مصنوعی يا شب و روز. • تقاضا نامه و درخواست اجرای معاينات عدلی-طبی و سندی که به اساس آن گزارش طب عدلی ترتيب می شود. • شهرت و تخلص، رتبه، درجه تحصيل و رتبه علمی متخصص طب عدلی. • معاينه کننده و اسم مؤسس های که در آن ايفای وظيفه می دارد. • اسم و سن ميت ( در صورتی که جسد مجهول الهويه نباشد) يا شخص زنده • ذکر مواد ارسالی ( اعم از دوسيه ها و مدارک اثباتیۀ جرم و يا برگه شهود) يا مشخصات و تفصيلات آن از قبيل نمبر دوسيه با تعداد اوراق و غيره • شهرت اشخاصی که در حين اجرای معاينات عدلی-طبی حاضر اند • هدف معاينات عدلی- طبی؛ • ذکر سوالات طرح شده؛ و توضيح کيفيت واقعه، نتايج تحقيق مقدماتی،مشاهدات محل واقعه و محتويات اسناد طبی.

قسمت تشريح گزارش طب عدلی شامل مطالب زيرمی باشد: تشريح گزارش طب عدلی شامل تمام روند تحقيق و ارقام واقعی م یباشد که با در نظر داشت رو شهای تحقيقی توأم با فوتو، رسم،اسلايد و غيره بوده مطالب زير را در بر دارد. الف: معاينات عدلی- طبی اجساد • چگونگی البسه و تشريح خصايص ظاهری جسدی که حين معاينات خارجی ميت به مشاهده می رسد. • شرح معاينات داخلی اجواف، اعضا و انساج بدن. • شرح معاينات مواد اخذ شده از ميت جهت تحقيقات لابراتوری. • لیست تمام اعضا و انساجی که جهت تعويض به مقاصد علمی و تعليمی از ميت ،(Transplantation)گرفته شده با تذکر مرجع ارسال کننده نتايج تحقيقات لابراتواری . ب: معاينات عدلی- طبی اشخاص زنده: • شرح مفصل علايم و عوارض جسمی • شرح مفصل علايم البسه و آثاری که بالای آن ديده می شود . ج: معاينات مدارک اثباتیۀ جرم • لیست مواد و اشيايی که جهت تحقيقات به لابراتوار ارسال م یگردد؛ وتاريخ اجرای معاينات لابراتواری و نتايج آن د: معاينات عدلی- طبی دوسيه های جنايی وتدقيق و مطالعه مواد دوسيه وشرح چگونگی قضيه وشرح اسناد طبی و ساير اسنادی که در قضيه مهم پنداشته شود. 3. قسمت استنتاج

: نتيجه گزارش طب عدلی شامل مطالب زير می باشد: • تحليل کيفيت واقعه در قسمت تشريح متناسب به آخرين پيشرف تهای علم طب • ترتيب نتيجه گزارش طب عدلی به صورت واضح ومشخص با ارقام واقعی آن • استنتاج بايد مدلل، عام فهم و بدون قلم خوردگي باشد؛ وبه صورت عمومی قسمت مقدمه و تشريح گزارش طب عدلی در جريان تحقيقات عدلی- طبی و نتيجه آن بعد از تکميل شدن معاينات لابراتواری وتحقيقات متممه تهيه می گردد. گزارش طب عدلی؛ در سه نقل تحرير گرديده، يک نقل آن به مرجع درخواست کننده ارسال می شودو نقل دومی آن در آرشيف رياست خدمات طب عدلی حفظ شده و نقل سومی آن نزد متخصص طب عدلی حفظ می گردد. هکذا گزارش طب عدلی توسط متخصص معاينه کننده امضا شده و بعد ازمُهر و امضای مقام رياست خدمات طب عدلی و در ولايات بعد از مهر و امضا آمرين طب عدلي به مرجع درخواست کننده ارسال می گردد. نقش معاينات طب عدلی در روندهای کشف، تحقيق و قضاءمعاينات طب عدلی عمدتاً در خدمت مقامات تحقيقی وقضايی قرار داشته و بر اساس قوانين نافذه و درمراحل و روند های مختلف کشف، تحقيق و قضاء صورت می گيرد. • مرحله کشف: کشف واقعات جنايی، اکثر از طرف بخش های کشف و کنترل رياست مبارزه با جرايم جنايی صورت می گيرد. بررسی و مشاهده محل واقعه از طرف متخصص طب عدلی در واقعات قتل و جرح وتثبيت جرايم اخلاقی نقش مهم و اساسی را درتثبيت جرم دارامی باشد. • مرحله تحقيق: تحقيق توسط ﻧﻬاد های تحقيق کننده مانند مستنطقان صورت می گيرد. در اين مرحله فرستادن به موقع مواد جهت تحقيقات عدلی- طبی اهميت بسزايی در جهت تثبيت ميکانيزم وقوع جرم و شناخت مجرم داشته، مشروط بر اين که، موادتحقيق بدون گذشت زمان به طب عدلی فرستاده شود؛ زيرا با گذشت زمان در شکل و حالت اولی مواد (جسد، شخص زنده، شواهد اثباتيه جرم)می تواند چنان تغييراتی وارد شود که، قضاوت بالای آن ها يا مشکل گردد و يا نتايج مطلوب ازمعاينات، به دست نیايد مثلاً اجسادی که تحقيقات آن به تأخير می افتد، خصوصاً تغييرات در موقع گرما و يا به اساس تغييرات ميتی، مثلاً پيشرفت تفسخ، امکان تثبيت علت مرگ را در جسد ضعيف گردانيده و يا بعضاً از بين می برد و يا به موقع نفرستادن واقعات در بخش تثبيت جرایم اخلاقی، با گذشت زمان نسبت تغييرات و معدوم شدن مدارک، امکان قضاوت درست و علمی را درمورد از بين می برد بنابر آن، تحقيقات طب عدلی، در مرحله استنطاق اهميت خاص خود راداشته و مسئولان تحقيق در مراحل مختلف روندتحقيق، جهت حل مشکلات طبی بيولوژيکی م یتوانند،از متخصص طب عدلی و يا متخصصان ساير رشته های طب، مطالبه همکاری کنند. • مرحله قضايی: مشخصات تحقيقات طب عدلی در محکمه خصوصيات خود را دارا می باشد؛ زيرا برای ترتيب کردن استنتاج دقيق و مکمل در جلسۀقضايی، متخصص طب عدلی، بايد اسناد و دوسيه نسبتی را قبل از شروع جلسه قضايی مطالعه کندو بناً وظيفه اول متخصص درمحکمه کنترل ازصحت بودن تمام اين اسناد می باشد به اجازه رييس محکمه، متخصص می تواند سوالاتی را ازمدعی، مدعی عليه، وکيل دعوی و شهود راجع به واقعه مطرح کند بعضاً در روند قضايی لازم می افتد تا مجدداً، متضرر يا متهم معاينه شوندو يا تحقيقات دو باره بالای اجساد، شواهد ومدارک اثباتیۀ جرم، صورت گيرد. در حين جلسۀقضايی و يا ختم آن بنابر حکم و لزوم ديدمحکمه، به طرفين دعوی اجازه داده شود، تا اگرسوالاتی نزد شان موجود باشد در مقابل متخصص به صورت تحريری ارايه کنند. معمولاً در محکمه همان متخصص دعوت می شود که، در مرحله تحقيق مسئوليت ابراز نظر را داشته و در صورتی که احضار متخصص اولی نا ممکن باشد، مطابق قانون و لزوم ديد محکمه، متخصص ديگری دعوت شده می تواند . تجويز و تنظيم معاينات طب عدلی در افغانستان در جمهوری اسلامی افغانستان اجرای معاينات عدلی-طبی بر اساس قانون جديد طب عدلی و قوانين نافذه کشور مانند: قانون اجراآت جزايی، تعديل قانون اجراآت جزايی، قانون مدنی، قانون صحت عامه، قانون مبارزه عليه مواد مخدره، قانون اطفال متخلف و ساير قوانين، صورت می گيرد. قانون مؤسسه خدمات طب عدلی در چهار فصل و 35 ماده نافذ است. معاينات عدلی- طبی در چوکات اين قانون و موازی با ساير قوانين صورت می گيرد. اين معاينات بر اساس تجويز و در خواست تحريری (مکتوب و استعلام)ارگان های حفظ و حراست حقوق و نظم قانون، توسط دوآتوران خدماتي طب عدلی که در چوکات وزارت صحت عامه فعاليت دارد، اجرأ می گردد. تمام فعاليت های مؤسسه خدمات طب عدلی وآمريت های خدماتی آن توسط قانون مؤسسه خدمات طب عدلی تنظيم شده است، که قانون فوق صلاحيت ها، مکلفيت ها و حدود معاينات طب عدلی را تعيين و تنظيم کرده است پرکتيک طب عدلی نشان می دهد که انتخاب روش تحقيقات و به کارانداختن به موقع آن ارزيابی دقيق معلومات و درک درست از سوالات مطرح شده در اکثر موارد ارتباط مستقيم به وارد بودن متخصص به کيفيت واقعه دارد،لذا هر قدر که، متخصص تجربه کافی داشته باشد، به همان اندازه استنتاج دقيق تر ارايه کرده می تواند،طور مثال: هرگاه موادی که منحيث مدارک اثباتيه جهت اجرای معاينات فرستاده می شود، به قدر کافی نباشد و يا سوالات مطروحه مبهم بوده و وضاحت نداشته باشد؛ و يا معاينات مکمل در خواست نشده باشد، در اين حالات متخصص طب عدلی بايد، باارگان های مربوطه در تماس شده و سند تحريری حاصل کند، در غير آن متخصص طب عدلی مکلف به ارايه استنتاج نبوده صرف گزارش تحرير و در آن دلايل عدم ارايه استنتاج خود را واضحاً تشريح می کند،مطابق به طرزالعمل کار و قانون طب عدلی،مشاهدات عدلی - طبی مدارک اثباتيه و اجساد به استثنای واقعات عاجل، بنابر معاذير علمی وتخنيکی، بايد از طرف روز اجرا گردد، حضور مستنطقان حين اجرای تحقيقات طب عدلی اجساد کمک زياد به اجرای دقيق معاينات می کند. در صورتی که نماينده مقامات تحقيق در وقت اجرا معاينات حاضر نشود وتأخير معاينات و تحقيقات در کيفيت نتايج معاينات تأثيرات منفی وارد کند، در آن صورت معاينات طب عدلی در عدم موجوديت نماينده فوق الذکر، اجرامی گردد. معاينات طب عدلی معمولاً در اتاق معاينات امبولاتوری، اتاق اتوپسی و لابراتوا رهای طب عدلی،اجرا می گردد؛ اما در صورتی که در خارج از مرکز طب عدلی و در ولايات صورت گيرد، به اساس قانون طب عدلی، رياست صحت عامۀ ولايات مربوطه مکلف است، تا تمام زمينه های اجرای معاينات را برای داکتران طب عدلی مساعد سازد، اجرای معاينات طب عدلی وارزيابی نتايج آن ها بايد دقيقاً روی اساسات عينی وعلمی استوار بوده، در استنتاج وی نبايد فرضيات ذهنی جا داده شود. در صورتی که متخصص طب عدلی نتواند به سوالات مطروحه ارگان های تحقيق جواب ارايه کند، متخصص مجرب تر طب عدلی و يا گروپی از متخصصان طب عدلی و متخصصان ساير بخش های طبی را به اين منظور دعوت می کنند. در صورتی که معاينات به صورت مشترک اجرا شود، استنتاج مشترکاً تحرير شده و توسط تمام ايشان امضا می گردد. بر اساس قانون طب عدلی، تمام متخصصان شقوق مختلف طبی مکلف اند، حين مطالبه همکاری با متخصص طب عدلی همکاری کنند، بايد متذکر شد که، بر اساس قوانين نافذه در کشور در صورت عدم موجوديت متخصص طب عدلی تمام صلاحيت ها و مکلفي تها به ساير داکتران طب، محول می گردد.

. Ref errences

:فهرست منابع 1. ادیب، محمد حسین، پزشکی قانونی ، انتشارات شرکت سهامی چهر، تهران،1327 2. اساسنامه سازمان پزشکی قانونی کشورهای اسلامی

 3. جریده رسمی افغانستان، شماره 916 ، 5 حوت

4صناعی زاده، حسین، پزشکی قانونی ، نشر داد گستر، تهران، 1387

5.عمویی، جزوه درسی کلاس پزشکی قانونی، 1388

6.قانون صحت عامه افغانستان

7.قانون طب عدلی افغانستان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 19:25 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391

 چرا این همه غرور وخود خواهی به کجا می رویم؟

بیایید از خود خواهی های کاذب و آرزوهای شیطانی خود دست برداریم و در باره  نقاط ضعف خود فکر کنیم و از نقاط ضعف دیگران عبرت بگیریم حال سوال اساسی درعرصه سیاست این است که چرا مسلمانان با وجود پتانسیل لازم و نیروی کار فعال همچنان ضعیف در زمینه های سیاست و اقتصاد باقی مانده اند؟ و در انتهای جدول دست  و پا میزنند و کشورهای امپریالیزم و سرمایه دار و زورگو هم چنان یکه  تاز میدان اند؟  باور من این است تا کشورهای اسلامی منافع ملی و داخلی دیگر کشورهای مسلمان و هم کییش خودرا منافع ملی خود تلقی نکنند و تا  این ( من )ها به (ما ) تبدیل  نشود. همین بد بختی ها ادامه  دارد  و نباید گروهای تکفیری نادان  و جاهل و مزدور و نوکران صهیونیسم و کشورهای مرتجع و جاهل عرب راسرزنش کرد چون آنها هم به دنبال منافع  ناچیز خود واربابان شان هستند مسلمانان که مخالف سیاست غرب هستند حد اقل در بخش اقتصادی از آنها الگو بگیرند اگر به ارزش ها وباور های اسلامی اعتقاد ندارند  لا اقل لاف اسلامی نزنند چون با این لاف ها به اسلام و اعتقادات عامه مردم لطمه وارد می سازند و..... تا وقتی که ما درصدد اعمار و آبادانی مرز ها باشیم  مسلمانان روی آرامش نخواهد دید، و این  ایجاد دیواره ها و مرز بندی ها از افکار صهیونیسم  و نازیسم  و فاشییزم  سرچشمه  میگیرد  که  در مقابل مسلمانان  ایجاد می  کنند و ما نا خواسته از آنها پیروی می کنیم و دین اسلام  از آن مبرا است! همه مسلمانان با هم  برادرند  و یک  خانواده  تلقی می شوند هرچند  افرادی چون ملازاده ها و الله یاری ها  تخم  کینه و نفاق را بکارند! منافع  ملی نباید  رنگ اسلامی داده شود . نباید با کشورهای  که گروهای تکفیری را حمایت می کنند همکاری کرد و آنها برای رسیدن به مطامع سیاسی شان حاضراند به هر هر کاری خفت باری دست زنند چون فرهنگ ودرکی درستی ازاسلام  ندارند درکشورهای اسلامی برای آزادی و استقلال ملت ها میلیون ها شهید تقدیم شد و برای بر قراری صلح و آرامش درکشورها ی اسلامی میلیون ها دلار هزینه شد و همه این اعمال برای آبرو و حیثیت کشورهای اسلامی انجام  پذیرفت و در این راستا و در جهت آرمان های بلندی اسلامی جان فشانی ها و تلاس های صورت گرفت اما امروز متاسفانه زمامداران اسلامی این کاروان را به کدام سو می راند و آنانی که هیچ اعتقادی به  دین ومذهب ندارند و نه پای بند به عزت وشوکت مسلمانان هستند تمام آرمان ها و مقدسات اسلامی را به حراج گذاشته و با شعار و رنگ اسلامی چنان منافقانه درحرکت اند گویا دیگران اعمال فاشستی آنها را نمی توانند در ک کنند و تا کی مردم را با این شعارها بازی داده و اطراف خود دیوارومرز کشید بیاید به مشترکات خود فکر کنیم به سوی اعتماد سازی گام برداشته و دیوارتعصب وجهل  راخراب کرده  وازتکروی وتعصب نژاد پرستی وملی گرایی به قدرت وعظمت نخواهیم رسید بیایید ازاسلام عزیز چهره زیبا همانگونه که زیبا است به جهانیان ترسیم کنیم وبا این تنگ نظری هاوتعصب ونژاد پرستی وملی گرایی که داریم دست برداریم تنها شعار ندهیم!  به حقوق همدیگر احترام واز خود خواهی وفزون طلبی دست برداریم والا   نتیجه اعمال ما این می شود که  روزبه روز وضعیت مسلمانا ن به سوی شرایطی  بحرانی  به پیش می  رود  ومسلمانان از حقوق خود محروم  شوند بیاییدبگوییم که منافع ما درمنافع همه امت اسلامی است اگرمسلمان هستیم تنها شعار ندهییم

داسلام دین دمرزلگول اودیواروپه کشیدو هیچ ارتباط نلری

داعقیده دصهونیسم اونازیسم اوفاشیزم عقیدی دی په اسلام هیچ ارتباط نلری تول مسلمانان یو دبل سره ورونه دی اویوکورنی بلل کیژی هغویه هیح  شناخت داسلام داسپثلی دین نه لری غواری چه دخپل دمطامعو په رسیدو حاضردی چه هرپه کارلاس ووهی ! 

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 12:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391

دویبلاک لیکونکو نه بخشش او بخنه غوارم !

ذکه چه زه دپختو فونت ماته موجود نه دی ددی پخاطر دپختو کلمات په اشتباه او غلط املاء کی لیکل کیژی هیله لرم چه وباخی او دااشتباهات په راتلونکی ایام  اصلاح شی.فاضلی لومان (دغوایی دمیاشتی او ه لسمه نیته)

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 18:48 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391

دافغانستان ولس ژبه اوخبرتیا!

زمونگ مظلوم خلق  آزادی اوخپلواکی خپل آرمان بولی او ددادپاره زیاد تاوان ورکری دی زمونگ خلق آرزودهغوی پچیان تربیت اوروزنی دی چه دعلم په سلاح کی مجهز شی اودحضرت رسول (ص)چه وایی طلب العلم فریضه علی کل مسلم والمسلمه دتحقق لپاره زیاد زیار باسی دایو وظیفه بولی.....دافغانستان دشمنان دانه غواری.....!

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 13:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم اردیبهشت 1391

دافغانستان خلقو آرمان:

۱سوله اوامنیت دافغانستان مظلوم ولس آرمان ده

۲خپلواکی اوآزادی

۳پرمختک اوترقی

۴پوهنی اوروزنی( )

او.........

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 20:11 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391

دافغانستان یتیمانو وینا!

دایواساسی پوشتنه دهغه کسانو له دی !؟چه ولی دبیگانگانو لپاره مزدوری او گوداگی کولو لپاره چمتو دی؟ اودوطن دبربادی اوورانی لپاره زیاده کوشش کوی  که تاسو عقل نه لری پوشتنه داده چه تاسو وجدان لری ؟یا هغه هم تاسو له لاسه ورکری یاست؟زمونگ وظیفه خپل کور ورانول اودافغانستان بچیان یتیم ول نه دی یادا وظیفه ستاسو اربابانو تاسو ته ورکری دی؟هغه اربابانو چه دافغانستان خپلواکی اوعزت اشتمنی نه غواری  هغوی دافغانستان دخلقو دشمنان دی ! (فاضلی دغوایی دمیاشتی شپشمه نیته).   

نوشته شده توسط عصمت الله فاضلی در 20:9 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر